ڪــاش گاهــے مــَرد بــودم

کــاش گاهــی مــَرد بــودم

 

مــی شد تنــهاییــم را به خیــابــان بیــاورم

 

سیــگاری دود کنــم و نگــران نگــاه های مــردم نباشــم

 

کــاش گاهــی مــَرد بــودم

 

مــی شد شــادی ام را به کوچــه ها بــریــزم

 

بــاصــدای بلــند بخــندم و هیــچ ماشیــنی بــرای ســوار کردنــم تــرمــز نکــند

 

کــاش...

 

/ 314 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

کاش می شد قسمت تو اما هیچگاه آرزو نکرده ام جز همان که بودم و باید باشم

sanaz

” ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ” ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﭼﻪ ﺗﻨﻬﺎ ، ﭼﻪ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺭﻭﺣﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ .

هاشم

زن هم کمی از مردها ندارد ،همین که مانندمرواریددر صدف هست خیلی بزرگه به من هم سربزن ونظر بده

♥----*•----sh---•*----♥

[گل][گل] صورت آرزوهايم کبود است.... عجب دست سنگيني داشت سرنوشت....[گل][گل] ++سلام دوست قدیمی خوشحال میشم به وب جدیدم سربزنی[لبخند]

عمو علی

"زندگی "کوتاه تر از آنست که به خصومت بگذرد … و قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند…! آنچه از روزگار به دست می آید با خنده نمی ماند و آنچه از دست برود با گریه جبران نمی شود… فردا خورشید "طلوع "خواهد کردحتی اگر "ما" نباشم…. "عشـق و زندگــــــی"

افسون

دوستان بخونید ببینم چشمی خشک میموونه..؟ یکی از نوکرا و ذاکرای ارباب میگفت: دو ماه پیش خواهرم کربلا بود تو صحن حضرت عباس ع بودیم مداح داشت روضه میخووند یه وقت دیدیم یه پیرمردی اومد از یقه اون مداح گرفت کشید پایبن گفت عباس دروغ میگه ...عباس دروغ میگه مداح ارومش کرد گفت چی شده گفت من بعد 25 سال بچه دار شدم الان که 19 سالشه رفته تو کما با خودم گفتم درمون دردش عباسه از اصفهان اومدم کربلا امروز زنگ زدن بهم گفتن بچت مرده...دروغ میگن که عباس حاجت میده خواهرش میگفت مجلس بهم ریخت .. فرداش تو صحن حضرت عباس بودیم دیدیم پیرمرده پا برهنه اومد ..با خودموون گفتیم الان مداح و میزنه دوباره.. دیدیم اومد جلو چهار پایه که مداح روش واساده بود دستشو گرفت گفت بیا بغل ضریح بخوون همه کسایی که دیروز بودنم باشن...میخوام بگم غلط کردم... (گریه میکردو میگفت) میگه همه رفتیم مداح گفت حاجی چی شده .. گفت خانوومم زنگ زد گفت چوون نمیذارن زنا تو غسال خونه برن التماس کردم گفتم 1 بار بچمو تو سرد خوونه ببینم... میگه همین که کشو رو کشیدن بیروون دیدیم رو نایلوون بخار نشسته سریع اوردنش بهش شوک دادن بعد چند دقیقه به هوش اومد .. پسرموون که اصلا تو قید و

ساناز

ساناز هستم شهوتی و حشری با چهره ای ناز عاشق مردای درشت اندامم اسم ارمز رو اس کنید رمز : میشه بکنمت ؟ 09356402781

كفشدوزك

سلام خيلي زيباست !! چرا آپ نمي كني